عبد المحمد آيتى

68

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

احمد نكودر « 1 » چون نزديك بود كه احوال ملك مختل شود ، امراء و شاهزادگان در مراغه به مشورت و گفتگو پرداختند و يك‌دل و يك‌زبان قرار نهادند كه از برادران ، نكودار ، خان گردد . نكودار چون مسلمان بود او را احمد ناميدند . سپس براى گردآوردن ديگر شاهزادگان و سرداران قاصدانى به اطراف روان داشتند تا در آلاطاق مجلس مشاوره‌اى همگانى ترتيب دهند و احكام و فرمان‌ها را تجديد كنند و در اجراى ياساها هم‌پيمان گردند . [ 106 ] پس از اجتماع ، احمد قبا بر دوش و تاج بر سر روز يكشنبه سيزدهم ربيع الاول سال 681 بر تخت مملكت برآمد . شاهزادگان از سر نشاط كلاه از سر برداشتند و به رقص و سرور پرداختند و مراسم دعاى دولت بجاى آوردند و جلوس پادشاه نو را تهنيت گفتند آنگاه رامشگران به نواختن پرداختند و ساقيان در جام‌ها شراب ريختند . [ 107 ] آنگاه شاه در گنج‌هاى كهن برگشاد و همگان را مال بخشيد . پيش از شروع به كار ملكدارى قاصدى فرستاد تا صاحب علاء الدين را كه همچنان در بند بود آزاد ساختند و مجد الملك را گرفته بند كردند و بدست ياران صاحب سپردند [ 108 ] ياران صاحب بر او غل و زنجير - كه الحق شايسته آن بود - نهادند و او چند روز در بند و زنجير بود ، صاحب علاء الدين آن چنان كه حسن سيرت و سريرت او بود خواست عفوش كند . ياران زبان به گله گشادند كه او آنگاه كه بر سر كار بود آن‌همه بىشرمى و نابكارى كرد واجب است كه فرصتش ندهى و روى زمين از خبث او پاك گردانى در آن حال گروه كثيرى از مسلمان و مغول

--> ( 1 ) - احمد نكودار بن هلاكو خان بن تولى بن چنگيز خان . وصاف به جاى تكودار همه‌جا نكودار آورده است .